شمارهی دوم/صفحه هفت
یک تحلیل عمیق و منطقی در روانشناسی زوجین بخوانیم...
آیا خیانت زوجین به یکدیگر همیشه مقبوح است و یکی از دو طرف باید ماخذه شده و رابطه ترمیم شود؟ جواب منفی است!
در بسیاری موارد علت خیانت، جذب یکی از طرفین به فردی ست که از لحاظ ملاکهای مطلوب عمومی و اجتماعی در حدی فزاینده در سطح بالاتری از پارتنر اولیه قرار دارد و در دسترس و خواهان نیز است. اینجا ست که عدم تمایل به ایجاد رابطهی جدید و دوری گزینی از این فرد خوشآیند نیست و پایبندی به رابطهی قبلی دوری از عقل و هوش اجتماعی به نظر میآید. با مثالی مطلب را واضح میکنم.
بهاره رهنما بازیگر، نویسنده و شاعر خوش آوازهی ایرانی با مردی متأهل وارد رابطه میشود. این رابطه برای بهاره رهنما بواسطه جایگاهش مقبوح و شنیع است و برای آن مرد متأهل که به حاجی مازندرانی معروف شد قابل پذیرش است. چرا؟ بهاره رهنما بواسطه جایگاه و قابلیتها و بطور کلی شخصیتش نباید خود را به هر دستی بسپارد چه برسد که آن دست یک متأهل هم باشد. اما برای حاجی مازندرانی بهاره رهنما یک معجزه است که اگر نمیپذیرفت باید تراپی میشد و ترومایش رفع میگشت.
حالا یک سوال در این میان مطرح میشود. چگونه بفهمیم فرد سوم که وارد رابطه میشود انگل است یا انجل؟ شیشه شکسته است یا گوهر؟
اگر طرف خائن در رابطه، نه تنها بدون آزردن زوجِ رابطهی اولش، بلکه با خشنود سازی و بدون پنهان کاری رابطهی جدیدش را پیش ببرد نشان این است که فرد سوم گوهر است زیرا چنان ثروتمندش ساخته که عیان میکند و میبخشد در غیر این صورت باید هم فرد خیانت دیده و هم خیانت کننده و هم جامعه خود را برای زخم و بیماری ناشی از ورود شیشه شکسته آماده کنند. مثال میزنم.
سیروس قایقران فوتبالیست مشهور بعد از ورود مخفيانه شهلا جاهد به زندگیش و ایجاد رابطه با او، مراوده اش با همسرش یعنی لاله سحرخیزان کمرنگ میشود بگونهای که لاله بیمار و ناراضی میگردد. ورود شهلا هم مخفی ست و هم سبب ایجاد رذالت در سیروس میشود. شهلا شیشه شکسته بود و کار به جایی رسید که لاله را به قتل رساند و تا سالها تعفنش جامعه را درگیر ساخت.
توجه شود که این مقاله بر اساس پایبندی به اصل همزیستی اجتماعی در جوامع انسانی و احترام به اصول آن نگاشته شده است.
شاید جالب باشد بدانید بسیاری از پاندمی ها با معضلات عرفی و شوکهای اجتماعی در ارتباط تنگاتنگند. علتش هم واضح است. در عملکرد مغز اخلال ایجاد میشود و کاهش قدرت سیستم ایمنی بدن را در پی دارد که نتیجهی آن بیماریهای عفونی یا اقسام سرطان خواهد بود.
این به معنای "بیخیال باش در امان باش" نیست
و به معنای "ظالم باش سالم باش" هم نیست
بلکه به معنای "مراقب باش پادتن بزن قوی باش" است.
ختم کلام اینکه احترام گذاشتن به عرف، قانون، عقل، منطق و سایرین حفاظت از خود و محترم شمردن خود است و عکس آن خودشکنی و خودزنی ست.
نکته:هر وقت آزردیم یا فریفتیم و پنداشتیم زرنگیم بهتر است بدانیم ته چاهیم.
🖋 به قلم سردبیر

